ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )

197

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )

پيامبر خدا ( ص ) هديه آورده شد ، به من فرمود : اى انس اين را بگستر ، من او را گستردم . سپس فرمود : آن ده نفر را بخواه تا بيايند ، من آنان را خواستم ، هنگامى كه وارد شدند ، به آنها فرمود : روى فرش بنشينند ، بعد على را خواست ، و با او مدت دراز رازگوئى كرد ، سپس على بر گشته روى فرش نشست بعد فرمود : اى باد ما را بردار و ببر ، باد ما را برداشته و فرش ما را حركت ميداد ، بعد فرمود : اى باد ما را بگذار ، سپس فرمود : ميدانيد كجا هستيد ؟ گفتيم : نه ، فرمود اين جا مكان ياران كهف و رقيم است ، به پا خواسته و برادرانتان را سلام بگوئيد ، گفت : يك يك به پا خواسته و بر آنان سلام گفتيم ، جواب نگفتند ، بعد على ( ع ) به پا خواسته و فرمود ، سلام بر شما اى گروه راستگويان و شهداء ، گفت : گفتند : درود و رحمت خدا و بركات او بر تو باد ، گفت : گفتم : چه شده بر آنان و سبب چيست كه جواب ترا دادند و جواب ما را ندادند ؟ على ( ع ) به آنان فرمود : بر شما چه شده كه جواب برادران مرا نميدهيد ؟ گفتند : ما گروه راستگويان و شهداء بعد از مرگ جز با پيامبر يا وصى او با كسى سخن نمىگوئيم ، فرمود : اى باد ما را بردار ، ما را برداشته و حركت ميداد حركت دادنى ، بعد فرمود : اى باد ما را بگذار ، آنها را گذاشت در آن هنگام ما در حره بوديم ، گفت : على ( ع ) فرمود : بر پيامبر ( ص ) در ركعت آخر نماز ميرسيم ، و ما راه را پيموديم تا رسيديم در آن وقت پيامبر ( ص ) در ركعت آخر اين آيه را ميخواند : ( أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً ) ( اى محمد آيا تو مىپندارى كه اصحاب كهف و رقيم از آيات ما تعجب داشتند ) .